سینمای آبادان

روایت یک شهر و پرده نقرهایاش

در کوچه‌های جنوبی آبادان، جایی که بوی نفت با عطر نخل‌های خرما در هم می‌آمیزد، روزگاری رویایی به وسعت یک پرده سینما در جریان بود. رویایی که تماشاگرانش، از مهندس انگلیسی گرفته تا کارگر ساده پالایشگاه، همگی شبی یک بار در تاریکی سالن، غرق در داستان‌هایی می‌شدند که از آن سوی جهان می‌آمد. این روایت سینمای آبادان است؛ سینمایی که پیش از آنکه جنگ آن را به خاموشی بکشاند، نبض تپنده فرهنگ مدرن در خاورمیانه بود.

وقتی آبادان با هالیوود هم‌زمان بود

تصورش دشوار است: دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، در جنوبی‌ترین نقطه ایران، شهری وجود داشت که فیلم‌های روز جهان را هم‌زمان با سینماهای پاریس و لندن و با زبان اصلی نمایش می‌داد. سینما تاج (که بعدها سینما نفت نام گرفت)، قلب این رویا بود. این سینما در سال ۱۳۲۳ با آجرهای قرمزی که از لندن آورده شده بود، در محله بوارده جنوبی افتتاح شد. بنایی که جیمز مالیسِن ویلسِن، معمار اسکاتلندی، آن را به سبک آرت دکو طراحی کرده بود و به دست معمار غلامحسین هلاله ساخته شد.

اما معماری باشکوه تنها نیمی از ماجرا بود. سینما تاج با گنجایش ۱۱۷۸ نفر، صرفاً یک سالن نمایش نبود؛ پنجره‌ای بود رو به جهان. فیلم‌های آن عمدتاً خارجی و به زبان اصلی پخش می‌شدند و این سالن آن‌قدر مجهز بود که هم‌زمان با سینماهای پاریس، جدیدترین آثار سینمای جهان را روی پرده می‌برد. در بولتن اولین جشنواره فیلم نفت آمده است که آبادان با داشتن ۱۳ سالن سینمای عمومی و بیش از ۶ سینمای متعلق به شرکت ملی نفت، پس از تهران دومین شهر سینمادار ایران بود. کتاب آمار ایران در سال ۱۳۵۳ این رتبه‌بندی را تأیید می‌کند: تهران ۳۹ سینما، آبادان ۲۸ سینما، و سپس شیراز با تنها ۹ سینما. آماری که اگر سینماهای نیروی دریایی، گمرک و ارامنه را هم به آن اضافه کنیم، این رقم به ۲۸ سالن می‌رسد.

انگلیسی‌ها که برای بهره‌برداری از پالایشگاه به آبادان آمده بودند، سینما را به عنوان بخشی از «بسته مدرنیته» با خود آوردند. اولین سالن سینمای آبادان که به طور منظم فیلم نمایش می‌داد، سالن سینمای انگلیسی‌ها در محل پتروشیمی فعلی بود. بعدها، با ساخته شدن سینما تاج، این سالن به کارگران هندی واگذار شد.

مستندهایی که تاریخ را ثبت کردند

سینما در آبادان فقط سرگرمی نبود؛ ابزاری بود برای ثبت تاریخ. شرکت نفت ایران و انگلیس، همزمان با توسعه پالایشگاه، شروع به تولید فیلم‌های مستند کرد. شاخص‌ترین آن‌ها «Persian Story» محصول ۱۹۵۱ میلادی به تهیه‌کنندگی و کارگردانی رالف کین بود. این مستند که به سفارش کمپانی نفت انگلیس و ایران ساخته شد، زندگی در شهر نفتی آبادان را پیش از ملی شدن صنعت نفت به تصویر می‌کشد.

اهمیت این مستند از آنجا دوچندان می‌شود که آخرین پرتره سینمایی از آبادان تحت مدیریت کامل انگلیسی‌هاست. مونا داملوجی، پژوهشگر دانشگاه برکلی، در مقاله‌ای با عنوان «شهرسازی سینمایی در داستان ایرانی» اشاره می‌کند که این فیلم از سیاست‌های تبلیغاتی شرکت نفت برای مشروعیت‌بخشی به حضور استعماری‌اش در ایران تبعیت می‌کرد. مستند «فیدوس» به کارگردانی سارا عابدی نیز روایت دیگری است از آخرین بازماندگان شرکت نفت ایران و انگلیس.

فرزندان خلف این خاک: از تقوایی تا نادری

سینمای آبادان فقط تماشاگر پرورش نمی‌داد؛ فیلمساز هم تربیت می‌کرد. ناصر تقوایی، متولد ۱۳۲۰ در آبادان، بی‌تردید سرشناسترین چهره سینمایی این شهر است. او که از پیشگامان موج نوی سینمای ایران به شمار می‌رود، پیش از آنکه با «دایی جان ناپلئون» به شهرت برسد، جذب تلویزیون شد و سپس با فیلم «ناخدا خورشید» (۱۹۸۸) جایزه پلنگ برنزی جشنواره لوکارنو را از آن خود کرد. تقوایی در آیین نکوداشت خود در آبادان گفت: «بهترین یادگاری من برای شهرم آبادان، مجموعه عکس‌هایم از دیوار پالایشگاه است».

امیر نادری، متولد ۱۳۲۴ در آبادان، داستان دیگری است. او از ۱۲ سالگی با تماشای فیلم‌های خارجی در سینماهای آبادان، به سینما و نمایش علاقه پیدا کرد. نادری که بعدها به یکی از کارگردانان برجسته موج نوی سینمای ایران تبدیل شد، با فیلم «دونده» (۱۳۶۳) توجه جشنواره‌های جهانی را به سینمای ایران جلب کرد. نکته جالب اینکه نادری از کودکی در سالن سینما و تئاتر کار می‌کرد و به طور خودآموخته وارد دنیای سینما شد.

نسل بعدی فیلمسازان آبادانی هم کم نیستند: محسن امیریوسفی (متولد ۱۳۵۰)، مهرداد خوشبخت (متولد ۱۳۴۸) که پس از جنگ به عنوان مهاجر جنگی در اهواز ساکن شد، و بسیاری دیگر که هر یک به نوعی وامدار فرهنگ سینمادوستی آبادان هستند.

«آبادانی‌ها» و روایت جنگ

جنگ تحمیلی، سینماهای آبادان را به خاموشی کشاند، اما نتوانست عشق به سینما را در دل مردم این شهر بمیراند. فیلم «آبادانی‌ها» ساخته کیانوش عیاری (محصول ۱۳۷۱)، یکی از تأثیرگذارترین روایت‌های سینمایی از تبعات جنگ است. داستان فیلم درباره مهاجر جنگی آبادانی است که اتومبیلش در تهران دزدیده می‌شود. عیاری در این فیلم که آشکارا از «دزدان دوچرخه» دسیکا الهام گرفته، روایتی نئورئالیستی از آوارگی و فقر ارائه می‌دهد.

فیلم «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت، روایتی دیگر از روزهای مقاومت است. این فیلم که داستانی قهرمان‌محور از حصر آبادان را روایت می‌کند، چهارمین فیلم بلند سینمایی خوشبخت است. «سینما متروپل» به کارگردانی محمدعلی باشه‌آهنگر نیز داستان چند جوان هنرمند را روایت می‌کند که در آبادان محاصره شده، تلاش می‌کنند دوباره سینما متروپل شهر را به زندگی بازگردانند. باشه‌آهنگر می‌گوید: «داستان فیلم سینما متروپل روایتی از خاطرات شخصی خودم در رابطه با سینما متروپل آبادان است».

تراژدی سینما رکس؛ زخمی که هنوز التیام نیافته

سینما در آبادان فقط محل شادی نبود؛ گاهی به کابوس تبدیل می‌شد. شامگاه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان در حالی که فیلم «گوزن‌ها» ساخته مسعود کیمیایی را نمایش می‌داد، به آتش کشیده شد. در این حادثه که توسط انقلابیون مخالف حکومت پهلوی طراحی شده بود، ۴۲۰ تا ۷۰۰ نفر در آتش سوختند. این فاجعه که به یکی از نقاط عطف انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد، زخمی عمیق بر پیکره سینمای آبادان باقی گذاشت. کتاب‌های متعددی از جمله «سینما جهنم: شش گزارش درباره آدم‌سوزی در سینما رکس آبادان» نوشته کریم نیکونظر به این واقعه پرداخته‌اند.

سینمای آبادان در آینه جهان

سینمای آبادان فقط در ایران شناخته شده نیست. مستند «Abadan: Paradise Lost» ساخته شیرین بازله (۲۰۰۴)، روایت بازگشت این فیلمساز به زادگاهش پس از بیست سال دوری است. این مستند ۲۰ دقیقه‌ای، تصویری تکان‌دهنده از ویرانه‌های شهری ارائه می‌دهد که روزگاری «بهشت گمشده» سینمای ایران بود.

هجدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» نیز در آذر ۱۴۰۳ در آبادان برگزار شد. رویدادی که نشان می‌دهد با وجود تمام مصائب، چراغ سینما در این شهر هنوز خاموش نشده است.

سخن پایانی

سینمای آبادان داستانی است از پارادوکس‌ها: شهری که هم‌زمان با مدرن‌ترین سینماهای جهان فیلم نمایش می‌داد، اما در آتش جنگ و انقلاب سوخت؛ شهری که فیلمسازان بزرگ پرورش داد، اما خودش در سکوت خبری فرو رفت. امروز سینما نفت آبادان که در سال ۱۳۸۱ به عنوان اثر ملی ثبت شد، هنوز پابرجاست؛ تنها سالن سینمای فعال این شهر. گویی این بنای آجر قرمز، آخرین بازمانده روزگاری است که آبادان فقط پایتخت نفت ایران نبود، پایتخت سینمای ایران هم بود.

منابع

  1. سینما نفت (تاج) آبادان، وبلاگ قدیم قدیما
  2. سینما نفت، ویکی‌پدیای فارسی
  3. تاریخ سینما در آبادان، وبلاگ تورلیدر
  4. ناصر تقوایی، ویکی‌پدیای فارسی
  5. امیر نادری، ویکی‌پدیای فارسی
  6. فیلم آبادانی‌ها، ویکی‌پدیای فارسی
  7. آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، ویکی‌پدیای فارسی
  8. سینما متروپل، ویکی‌پدیای فارسی
  9. Abadan: Paradise Lost: جشنواره فیلم ایرانیان

Documenting the Modern Oil City، مونا داملوجی، دانشگاه برکلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *