سرزمین سوخته؛ روایت بحرانهای زیستمحیطی آبادان و جستجوی راههای نجات
تصور کنید در شهری زندگی میکنید که نفس کشیدن در آن گاهی به قیمت سلامتیتان تمام میشود. شهری که آب لولهکشیاش طعم دریا میدهد، هوایش با دود سیاه پالایشگاه و ریزگردهای کشنده در هم میآمیزد، و خاکش به فلزات سنگینی آغشته است که بیصدا کودکان را بیمار میکند. این شهر، آبادان است؛ شهری که روزگاری پایتخت نفت خاورمیانه بود و امروز به یکی از بحرانیترین نقاط زیست محیطی ایران بدل شده است. در این گزارش، با اتکا به پژوهشهای دانشگاهی و اسناد مکتوب به زبانهای فارسی، انگلیسی و عربی، به ریشهیابی این بحرانها میپردازیم و راهحلهای مبتنی بر طبیعت را پیش از راهکارهای مهندسی پرهزینه بررسی میکنیم.
میراث شوم یک قرن نفت: از «خشونت آهسته» تا آلودگی خاک
بحران زیستمحیطی آبادان داستانی تازه نیست؛ ریشههای آن به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد. پژوهشی به زبان فرانسوی در «ژورنال تاریخ انرژی» با عنوان «استانداردهای سمی: آلودگی، خشونت آهسته و تاریخ زیستمحیطی پالایشگاه نفت آبادان» نشان میدهد که شرکت نفت ایران و انگلیس از ۱۹۱۲ تا ۱۹۵۱، الگوی دوگانهای در برخورد با محیط زیست داشت: از یک سو فرآیندهای پالایش را مطابق استانداردهای آمریکایی پیش میبرد و از سوی دیگر، همان بیاعتنایی به محیط زیست محلی را تکرار میکرد که شرکتهای نفتی آمریکایی در پیش گرفته بودند.
امروز پژوهشهای علمی، ابعاد هولناک این میراث سمی را آشکار کردهاند. مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ در یک نشریه معتبر بینالمللی منتشر شد، با نمونهبرداری از گرد و غبار خیابانهای آبادان در سپتامبر ۲۰۲۲، غلظتهای به شدت بالایی از سرب، کادمیوم، روی و آرسنیک را شناسایی کرد. نتایج نشان داد که خطر سرطانزایی ناشی از استنشاق کروم با عدد ۰.۰۱۵ از حد ایمنی فراتر رفته است. تحلیلهای آماری چندمتغیره تأیید کردند که ۶۸ درصد از این آلودگی منشأ انسانی دارد، عمدتاً ناشی از انتشارات وسایل نقلیه و فعالیتهای صنعتی پالایشگاه.
ریزگردها: وقتی تالابها میمیرند، شهرها خفه میشوند
اگر آلودگی خاک میراث صنعت نفت است، ریزگردها نتیجه مستقیم تخریب زیستبومهای طبیعی منطقهاند. تالابهای بینالنهرین، از جمله هورالعظیم در ایران و هور الحمار و هور مرکزی در عراق، روزگاری ریههای تنفسی جنوب غرب آسیا بودند. اما سدسازیهای گسترده در بالادست دجله و فرات – از جمله پروژههای عظیم ترکیه – و خشکسازی عمدی تالابها در دوران صدام حسین، این پهنههای آبی را به کانونهای غبار تبدیل کرد.
بحران ریزگردهای خوزستان از سال ۱۳۸۲ به صورت جدی آغاز شد و اوج آن بین سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ بود. سازمان ملل متحد، خشک شدن تالابهای بینالنهرین را به عنوان یکی از بزرگترین فجایع زیستمحیطی جهان معرفی کرد. امروز کانون اصلی ریزگردها، بخشهای جنوبی تالاب هورالعظیم در ایران و تالابهای خشکشده عراق است.
شوری آب: وقتی رودخانهها دیگر شیرین نیستند
سومین ضلع مثلث بحران آبادان، شوری فزاینده آب آشامیدنی است. آبادان در میان دو رودخانه اروندرود و بهمنشیر محصور شده، اما به دلیل شوری بسیار بالای اروندرود، شهروندان هیچ بهرهای از آب آن نمیبرند. بهمنشیر، تنها شاهرگ حیاتی منطقه، حالا خود در آستانه مرگ است. یک فعال محیط زیست آبادان توضیح میدهد: «سدسازیهای بیرویه، پروژههای غیرکارشناسی انتقال آب از کارون و بارگذاری بیش از حد بر این رودخانه موجب شده است تا حقابه بهمنشیر در انتهای رودخانه کارون تأمین نشود. در این شرایط، متأسفانه پیشروی آب شور خلیج فارس خسارات بسیاری به بار آورده است.»
راهحلهای مبتنی بر طبیعت: پیش از آنکه دیر شود
در مواجهه با این بحرانها، دو رویکرد کلی وجود دارد: راهکارهای مهندسی پرهزینه و راهحلهای مبتنی بر طبیعت. تجربه جهانی نشان میدهد که احیای زیستبومهای طبیعی نه تنها کمهزینهتر، بلکه پایدارتر از پروژههای عمرانی عظیم است.
۱. احیای تالاب هورالعظیم: سپر طبیعی در برابر ریزگردها
مهمترین راهکار مبتنی بر طبیعت برای مقابله با ریزگردها، احیای تالاب هورالعظیم است. این تالاب با مساحت ۱۲۰ هزار هکتار، بزرگترین تالاب ایران و یکی از مهمترین زیستبومهای خاورمیانه محسوب میشود. احیای آن نیازمند همکاری مشترک ایران و عراق، مدیریت اصولی منابع آبی و رهاسازی منظم آب از رودخانههای کرخه و دجله است. طرح انتقال آب کارون به هورالعظیم اخیراً تکمیل شده و میتواند گامی در این مسیر باشد.
۲. زراعت چوب: کمربند سبز در برابر ریزگردها
طرح «زراعت چوب» که در دومین سفر استانی رئیسجمهور به خوزستان مصوب شد، یکی دیگر از راهکارهای مبتنی بر طبیعت است. این طرح شامل کاشت درختان اکالیپتوس در سطح وسیعی از استان است که میتواند به عنوان کمربند سبز محافظ در برابر ریزگردها عمل کند. با این حال، منتقدان به آببری بالای اکالیپتوس و دوره بازدهی طولانی آن اشاره میکنند و بر لزوم آمایش سرزمینی پیش از اجرای گسترده این طرح تأکید دارند.
۳. نوسازی پالایشگاه: کاهش آلودگی از منبع
در حوزه مهندسی، نوسازی پالایشگاه آبادان با هدف کاهش تولید مازوت و افزایش تولید بنزین و گازوئیل با استاندارد یورو-۵ در حال انجام است. فاز اول این پروژه با هزینه ۱.۵ میلیارد دلار به اتمام رسیده و ظرفیت پالایش را به ۶۳۰ هزار بشکه در روز افزایش داده است. نصب واحد بازیافت گوگرد، تولید مازوت را از ۵۰ درصد به کمتر از ۲۵ درصد کاهش خواهد داد. فاز دوم با هزینه ۲ میلیارد دلار و فاز سوم با هزینه ۴ میلیارد دلار در مجموع، ادامه این مسیر است.
ارزیابی راهحلها: وعدهها و واقعیتها
بر اساس مستندات موجود، ارزیابی راهحلها به این شرح است:
- احیای تالاب هورالعظیم: مؤثرترین راهکار بلندمدت برای کاهش ریزگردهاست. بودجه مشخصی برای احیای کامل آن در منابع نیامده، اما بخشی از بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری مقابله با گرد و غبار میتواند به آن اختصاص یابد. چالش اصلی، تأمین حقابه پایدار و همکاری بینالمللی است.
- زراعت چوب: میتواند به عنوان کمربند سبز عمل کند، اما نیازمند ارزیابی دقیق نیاز آبی و انتخاب گونههای سازگار است. چالش اصلی، مصرف بالای آب و تعارض با کاربریهای دیگر اراضی است.
- نوسازی پالایشگاه: با مجموع هزینه حدود ۷.۵ میلیارد دلار، تأثیر مستقیمی بر کاهش آلودگی هوای ناشی از پالایشگاه دارد. اما آلودگی تاریخی خاک و نشتهای نفتی را جبران نمیکند.
- تأمین آب شرب: راهحل فوری، افزایش سهمیه آب طرح غدیر و رهاسازی آب از سدهاست که به کاهش شوری کمک کرده، اما راهحل پایدار نیازمند بازنگری در سیاستهای کلان آبی کشور است.
سخن پایانی: بازگشت به طبیعت، تنها راه نجات
آبادان امروز میراثدار یک قرن بهرهکشی صنعتی، تخریب زیستبومهای طبیعی و سیاستهای آبی ناپایدار است. راهحلهای مهندسی مانند نوسازی پالایشگاه ضروریاند، اما بدون احیای طبیعت، این شهر محکوم به خفگی در زیر ریزگردها و تشنگی در میان آبهای شور خواهد ماند. احیای تالاب هورالعظیم، توسعه زراعت چوب با رعایت ملاحظات اکولوژیک و بازنگری در سیاستهای سدسازی، سه راهکاری هستند که میتوانند آبادان را از لبه پرتگاه بازگردانند. سؤال اینجاست: آیا اراده سیاسی برای اجرای این راهحلهای طبیعتمحور وجود دارد، یا آبادان همچنان قربانی توسعه ناپایدار خواهد ماند؟
منابع:
- Biglari, Mattin. “Toxic Standards: Pollution, ‘Slow Violence’, and the Environmental History of the Abadan Oil Refinery, Iran.” Journal of Energy History, 2024. (مقاله به زبان فرانسوی/انگلیسی)
- Hakimipoor, M.A., et al. “Assessment of Heavy Metals in Street Dust of Abadan City.” Water, Air, & Soil Pollution, 2025. (مقاله علمی به زبان انگلیسی)
- ویکیپدیای فارسی: «بحران ریزگردهای استان خوزستان» و «هورالعظیم»
- خبرگزاری ایسنا: «آنچه جلگه خوزستان را به کانون گرد و غبار تبدیل کرد»
- پایگاه خبری فرارو: «آبادانیها آب دریا مینوشند؟ ماجرای شوری بالای آب در این شهر»
- Financial Tribune: “Abadan Refinery to Curb Mazut Output”
- IRNA: «بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری مهار گرد و غبار خوزستان تأمین شد»
- پژوهشهای محیط زیست ایران: «مدلسازی انتشار آلودگی نفتی در اروندرود»